15 ماهگی من...
خوب بازم به لطف خدای مهربون ، یک ماه دیگه بزرگتر شدم...یک ماه یعنی خیلی زیاد، چون هر روز نسبت به روز قبل فهمیده تر و خانم تر و صد البته شیرین تر میشم امروز نوبت ویزیت آقای دکتر امیدوار بود...اولین باری بود که مطب دکتر رو انقدر خلوت میدیدم...خلوت یعنی فقط 6-7 تا نی نی اونجا بود!!! این واسه مطب دکتر یعنی خیلی خلوت..آخه هر بار که میرفتیم حداقل 3 ساعت معطلی داشت آقای دکتر طبق معمول ماشالله..ماشالله رو سر دادن و خیلی ازم راضی بودن و به مامانم گفتن که دیگه شیرم باید کم بشه تا گرسنه بشم و غذا بخورم....امیدوارم این دغدغه مامان هم به زودی تموم بشه و من غذا خور بشم اولش که رسیدیم مطب من همه حضار رو وارسی کردم..اینجوری جدیدا هر وقت...
نویسنده :
مریم
20:02



